ذخاير تبخيرى ايران :
حوضه رسوبى کوير بزرگ حوضه اى است بين قاره اى (Intercontinental) که
از زمان ائوسن تاکنون توسط رسوبات تبخيرى پر گرديده است . ضخامت اين
رسوبات 6 تا 7 کيلومترمى باشد. به غير از خود حوضه کوير که داراى گنبدهاى
نمکى در قسمت شمال غربى است ، دو حوضچه ديگر در اطراف حوضه کوير وجود دارد
که هر کدام از آنها داراى مرکز رسوبگذارى نمکى و گنبد نمکى جداگانه مى
باشند . اين حوضه عبارت از حوضه قم در غرب و حوضه گرمسار در شمال غرب است
. البته حوضه جانبى سومى هم وجود دارد ( دامغان ) ولى در اين حوضه تبخيرى
هاى ترشيرى شناخته شده اند . فرونشست حوضه کوير از کرتاسه پيشين يعنى
زمانى که بازشدگى مهمى فلات ايران را تجديد ساختمان نمود ، آغاز کرديده
است . ريفت بوجود آمده در امتداد شرقى-غربى ، با سکوى مقاوم کرتاسه خور در
جنوب و سکوى مشابه ديگرى در شمال فرق نمايان داشته است . حوضه کوير بزرگ
در چنين ناحيه اى گسترش يافته است و رسوبات و يا سنگ هاى ولکانيکى ائوسن
تا زمان حال را در خود جاى داده است . در منطقه دياپيرى کوير 53 گنبد نمکى
توسط فرسايش بريده شده و رخنمون يافته اند . ابعاد اين گنبدها متفاوت مى
باشد و از يک کيلومتر تا 10 کيلومتر عرض دارند . دو گروه گنبد نمکى در
اينجا تشخيص داده شده اند که داراى فواصل منظمى مى باشند :
گروه شرقى شامل 12 گنبد تکى و دو تايى است که 4/7 کيلومتر از هم فاصله دارند .
گروه غربى داراى 12 گنبد نمکى است به فاصله 9/5 کيلومتر از يکديگر . در
غرب و شرق اين گروه 30 عدد گنبد نمکى ديگر قرار دارند که ظاهرا در طول گسل
هاى منطقه متمرکز گرديده اند .
دياپيرهايى که به داخل گسله هاى ناحيه اى نفوذ کرده اند طويل شده ،
مسطح ويک يا دو طرف آنها زاويه دارند و بقيه آنها مدور است . دياپيرهايى
که ارتباطى با گسل هاى منطقه اى ندارند مدور هستند ( کروى ، اليپسوئيدى و
تخم مرغى ) کوتاه شدگى ناحيه اى و دياپيريسم امروزه نيز ادامه دارد .
مجموعه حد جنوبى وشمالى هنوز بالا آمدگى هاى متفاتى دارند (ناحيه تراستى
کوه گوگرد ) . گنبدهاى نمکى بين صفر تا 420 متر نسبت به تپه هاى مجاور
ارتفاع دارند . برجستگى هاى متغير گنبدهاى نمکى نشانگر اين موضوع است که
در داخل يک دياپير ، مرکز ان که از نمک کهنتر تشکيل گرديده است ، عليرغم
قابليت انحلال بيشتر آن با سرعت بيشترى نسبت به نمک جوانتر بالا مى آيد .
ميزان بالا آمدگى دياپير ها در حدود 10 ميليمتر در سال است (رحيم زاده
1373) .
گسترش و توزيع رسوبات تبخيرى در ايران در شکل 1 نشان داده شده است، اين
رسوبات بر اساس سن و جايگاه زمين شناسى به چهار گروه به شرح زير طبقه بندى
مى شود:
1- نمک هاى هرمز شامل تعداد بسيار زيادى گنبد نمکى در زاگرس و در خليج فارس.
2- حوضه راور در ايران مرکزى که از غرب طبس به سمت جنوب- جنوب شرق تا کرمان حدود 300 کيلومتر گسترش دارد.
3- تعداد زيادى حوضه رسوبى منفصل از هم در جنوب کمربند البرز که در طول
1000 کيلومتر از غرب درياى خزر تا جنوب مشهد پراکنده اند. بعضى از آنها
عبارتند از ناحيه زنجان-خوى، قم، گرمسار، دامغان، حوضه کوير بزرگ نمک، غرب
و جنوب غرب مشهد. ناحيه کلوت اردکان ممکن است تنها براساس سن و استراتى
گرافى در اين گروه طبقه بندى شود.
1- نمک هاى هرمز شامل تعداد بسيار زيادى گنبد نمکى در زاگرس و در خليج فارس.
2- حوضه راور در ايران مرکزى که از غرب طبس به سمت جنوب- جنوب شرق تا کرمان حدود 300 کيلومتر گسترش دارد.
3- تعداد زيادى حوضه رسوبى منفصل از هم در جنوب کمربند البرز که در طول
1000 کيلومتر از غرب درياى خزر تا جنوب مشهد پراکنده اند. بعضى از آنها
عبارتند از ناحيه زنجان-خوى، قم، گرمسار، دامغان، حوضه کوير بزرگ نمک، غرب
و جنوب غرب مشهد. ناحيه کلوت اردکان ممکن است تنها براساس سن و استراتى
گرافى در اين گروه طبقه بندى شود.
4- در حوضه راور، در بخش هايى از حوضه کوير بزرگ نمک و در ساير حوضه ها
از قبيل قم نمک در درياچه ها يا پهنه هاى نمکى که پلايا ناميده مى شود در
حال رسوبگذارى است.
شکل 1 : پراکندگى رسوبات تبخيرى ايران
پى جويى مقدماتى در مورد ذخاير تبخيرى ايران از 1866 آغاز شد . اما اولين
گزارش جامع در سال 1966 توسط "شازن"نوشته شده است . او سرى هاى تبخيرى در
ايران را طبقه بندى کرده و سپس انديس هاى پتاس در هر سرى را مشخص کرد. طرح
پى جويى پتاس در ايران از سال 1989 توسط وزارت معادن و فلزات شروع شد .
سر انجام در سال1990 استخراج پتاسيم موجود در ميليون ها متر مکعب
شورآبه پهنه هاى نمکى مورد توجه قرار گرفت و بنابراين اکتشافات تفصيلى در
پلاياى خور طراحى و اجرا شد . اما برنامه هاى تجهيز هنوز ادامه دارد. در
سال 1999 يک برنامه پى جويى در شمال غرب کشور اجرا شد و سه ساختمان نمکى
براى ادامه اکتشاف انتخاب شد (صادقى و ديگران, 1378). اکتشافات تفصيلى
اولين ذخيره پتاس کشور در ساختمان نمکى ايلجاق در سال 1380 پايان يافت
(فرهادى, 1380) و به طور همزمان اولين رخنمون هاى سيلويت در گنبد نمکى پل
پى جويى شد (تالبوت, 2002 ؛ آفتابى و جهانگيرى, 1380). بر اساس نتايج اين
طرح سن سرى هاى تبخيرى در ايران ژوراسيک تا ميوسن و سن گنبدهاى نمکى زاگرس
پروتروزوئيک فوقانى تا کامبرين زيرين است . به هر حال بخش زيرين سازند
قرمز پايينى با سن اليگوسن و بخش بالايى سازند قم با سن اليگو ميوسن و
بويژه بخش پايينى سازند قرمز بالايى با سن ميوسن است که از آوارى هاى دانه
ريز ، ژيپس و طبقات ضخيم نمک تشکيل شده است ، جايگاه چينه شناسى آثار پتاس
محسوب مى شود. گنبدهاى نمکى
مقادير زيادى از نمکهاى مصرفى امروزه از گنبدهاى نمکى تامين ميشود چنان
که حدود 30 درصد نمکهاى توليد شده امريکا در نواحى جنوبى از اين گنبدها
استخراج ميشود . محل تشکيل گنبدهاى نمکى ( دياپير يا چين هاى دياپيرى ) در
ژرفناى قدامى ( فرو رفتگى طويلى که در حاشيه يک نوار کوهزايى قرار گرفته
باشد ) رشته کوه هاى چين خورده اى است که با صعود خود از نهشته هاى لايه
اى ( بر اثر فشار سنگهاى رويى ) بوجود مى آيد .
وزن مخصوص هاليت 16/2 است ، وقتيکه سنگهاى رسوبى اطراف و روى نمکها تحت
فشار قرارگيرد ، چگالى کلى آنها بطور قابل ملاحظه اى افزايش مييابد اما
قابليت فشردگى نمک خيلى ناچيز است . اگر سنگ هاى رويى حداقل 300 تا 700
متر ضخامت داشته باشد فشار حاصل از بار سبب ميشود چگالى آنها به 2/2 يعنى
بيش از چگالى نمک برسد گنبدهاى نمکى حتى ميتوانند از اعماق 10 کيلو مترى (
چگالى سنگ ها حدود 8/2 ) به بالا صعود کنند ( نمک پرمين سازندلو آن Louann
در جنوب باختر امريکا از عمق 13 کيلومترى به سطح صعود کرده است ) .
بنابراين تحت فشارهاى فوقانى که هاليت پلاستيک عمل ميکند ، با فشارهاى
تکتونيکى نسبتاً جزئى ، نمک در جهت کاهش فشارهاى ليتو سفرى شروع به حرکت
ميکند . اگر اين حرکت از ميان نزديک ترين مناطق رويى به مقدار مشخصى تنزل
کند ، حرکت دياپير هاليت متوقف ميشود .
روى هر گنبد نمکى معمولاً پوشش هاى رسوبى از نوع انيدريد که خود بوسيله
ژيپس و سنگ آهک ناخالص پوشيده ميشود ، وجود دارد که سنگ پوشش caprock
ناميده ميشود . سنگ پوشش غالب دياپيرها ژيپسى است که حاوى سولفور ميباشد (
کلرادو ، اوتاوا امريکا ، مکزيکو ، رومانى ، ايران ، قطر گنبد 5 کيلومتر ،
تونس ، روسيه و ... )
مقدار نمک نهشته هاى دياپيرى و لايه اى 15 تا 10/16 تن بر آورد ميشود .
خيلى از نفت و گازها همراه نمک ديده ميشوند که در ماسه سنگ هاى متخلخل در
حوالى پهلوهاى آن و در سنگ آهک هاى حفره دار پوشش گنبد و در طبقات فوقانى
که در اثر فشار به حالت محدب در آمده اند ، ممکن است وجود داشته باشد . در
سنگ آهک ناخالص پوشش گنبد مقدار زيادى گوگرد قابل استفاده وجود دارد .
گنبدهاى نمکى شامل يک هسته تبخيرى نمک و ژيپس است که قسمت عمده آنرا
نمک طعام ( کلرور سديم ) تشکيل ميدهد و همراه آن کانى هاى آذرين و دگرگونى
به چشم ميخورد . سنگهاى رسوبى بصورت حاشيه اى همراه اين گنبدها وجود دارد
. هسته نمکى در بعضى از گنبدها قسمت عمده گنبد را پديد آورده اند ، مانند
گنبد نمکى جزيره هرمز و در بعضى ديگر به نظر ميرسد نمک بطور کامل بالا
نيامده و لکه هايى از آن را ميتوان مشاهده نمود مانند گنبد نمکى گچين واقع
در جنوب ايران .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:3 توسط فاطمه حکیمی و امین آدینه وند
|
خوش هاتینو ازاینکه از این وبلاگ بازدید میفرمایید بسیار خوشحالیم سلام به همه ی بچه های زمین شناسانی، این وبلاک جهت آشنا یی بیشتر و تبادل اطلاعات و ارتقاء سطح علمی دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته زمین شناسی بخصوص نفت و اقتصادی نوشته شده است امیدواریم شما عزیزان با درج مطالب علمی، پژوهشی و نظرات سازنده خودتون برای ادامه این فعالیت ما رو راهنمایی و کمک نمایید. با تشکر